n00001138-b

استاد بزرگوار مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائزی یزدی از معدود فلاسفه‌ای هستند که با خواندن نوشته‌هایشان آرامش پیدا می‌کنم. در میان وضعیت موجود فلسفه در دانشگاه‌ها که به جای فلسفه خوانی به فلسفه بازی پرداخته می‌شود و از استاد گرفته تا دانشجو غوره نشده مویز می‌شوند و بدون اینکه حتی یک دور آثار یک فیلسوف را حد اقل روخوانی کرده باشند منتقد او شده و او را به تهافت گویی و تناقضات آشکار متهم می‌کنند، نوشته‌های کسانی مثل دکتر حائری است که قدری به قلب من آرامش می‌دهد و حقیقتا احساس کسی که پس از طوفانی سخت قایقش آرام بر پهنه‌ی اقیانوس نفس  و در زیر آفتاب علم آرام می‌گیرد را پیدا می‌کنم.

پاسخ سوال عنوان این بحث را در مقدمه کتاب کاوش‌های عقل نظری می‌توان یافت. یکی از فقره‌های سخن ایشان را در اینجا می‌نویسم و مطالعه‌ی اصل کتاب بر عهده‌ی دوستان مشتاق علم باشد.

۶- به طور کلی این نکته پیوسته باید مورد نظر واقع گردد که از لحاظ قواعد عمومی فلسفه اسلامی تمایز علوم به تمایز موضوعات آن علوم می‌باشد. و بر اساس این نظریه‌ روشی همانطور که قضایا و ارزش‌های گروهی از علوم را نمی‌توانیم به گروهی دیگر تبدیل و یا تداخل نماییم، و مثلا قضایا و ارزش‌های متغیری که در پدیده‌های طبیعت در هر لحظه به چشم می‌خورد نمی‌توانیم به ارقام و صورت‌های ثابت ریاضی نسبت دهیم، همانگونه تحولات علمی جهان طبیعت را نیز نمی‌توان با همان سرعت و قدرت تحرک به محیط آرام و لایتغیر ریاضی که از تجرد نسبی برخوردار است انتقال داد، و همان دگرگونی‌های طبیعت را از ریاضیات نیز انتظار داشت. چه، در محیط علوم ریاضی محاسبه‌ی دیگری برقرار است و ارزش‌های آن بر محور دیگری دور می‌زند که نشاید مسائل این دو گروه علم را با یکدیگر تداخل نمود. علاوه بر این نسبت متغیر از آن جهت که متغیر است به ثابت از آن رو که ثابت است امری نامعقول می‌باشد. و به همین جهت شناخت عقلانی و حتی درک حسی حرکت و طبیعت قابل توافق و انطباق بر واقعیت عینی آن نیست.

دانش فلسفه‌ی مابعد الطبیعه نیز که به تناسب موضوع از تجرد کاملتر و ثبات بیشتری بهره‌مند است؛ و چون موضوع تعیین و تبیین کننده‌ی آن عمومی‌ترین مفاهیم است مسائل و ارزش‌هایی هم که تعلق به این موضوع دارند عمومی‌ترین و ثابت ترین و قهرا بالاترین علوم و مسائل علمی را تشکیل می‌دهند، نمی‌توان با محاسبات و معیار‌های علوم طبیعی و علوم ریاضی سنجش نمود و هر واقعه‌ای که در این دو گونه علم مادون پدید آمده به علم مافوق که علم مابعدالطبیعه است نسبت داد.

۷- بدبختی و نابسامانی که اکنون فلسفه‌ی مابعدالطبیعه را در مجامع علمی احاطه کرده همین است که این علم را، با معیارهای علوم طبیعی و ریاضی سنجش می‌کنند، و تلاش‌های مذبوحانه به عمل می‌آورند که فلسفه‌ی جدیدی از مبادی حسی و یا ارقام ریاضی ابتکار نمایند. در حالتیکه به نظر روشن بینان این کار، اگر فقط در سطح الفاظ و اصطلاحات انجام پذیرد و تنها لغات را به ارقام تبدیل نماید جز یک ترجمه و مبادله‌ی لفظی کاری انجام نیافته است، و اگر به راستی این تحول در مسائل علمی بخواهد تحقق یابد جز سقوط فلسفه و خروج از موضوع آن به موضوعات علوم دیگر نخواهد بود، و مانند این است که کلاسها فلسفه را به کلی تعطیل نمایند و بجای آن بر ساعات درس ریاضی و طبیعی بیفزایند. و این تعطیل فلسفه است نه تغییر یا توسعه آن.

تالی فاسد این مغالطه این است که علوم را با یکدیگر تداخل نموده و حقیقت هیچ کدام را به درستی و در جای خود نشناخته ایم.  و بالاتر از همه آنکه با رسوخ و شیوع بیماری این مغالطه هر نتیجه‌ای را از هر مقدمه‌ای انتظار خواهیم داشت بدون آنکه تناسب و مسانخت میان مقدمه و نتیجه را رعایت نماییم. و در چنین وضعی اصلا دیگر مقدمه و نتیجه‌ای در میان نخواهد بود، چون در این فرض همه چیز می‌تواند مقدمه باشد و در عین آنکه مقدمه است نتیجه باشد. و ضابطه‌ی علوم به کلی منهدم خواهد شد.

اكتبر 112011
 

تا به حال مطمئن بودم که ایمان نوعی علم است و الان فهمیدم که ایمان از نوع علم نیست بلکه عمل است. و حالا می فهمم چرا اینقدر عالم بی عملی هستم. ولی هنوز نمی‌دانم چرا ما گاهی هم قصد انجام کار را داریم و هم به آن شوق داریم و هم مقدمات و مراحل (Read more)

 
دفاع پایان نامه

جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد عالم مثال در فلسفه اسلامی و بررسی آرای معاصرین محید ضیایی استاد  راهنما:‌دکتر علیرضا کهنسال استاد مشاور: حجت الاسلام سید محمد موسوی داور: آیت الله علی علمی اردبیلی مکان: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ساختمان شماره ۲ زمان: چهارشنبه دوم شهریور  ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ صبح

 
معرفی کتاب: تاریخ مختصر فلسفه از دکارت تا ویتگنشتاین

کتاب  A Short History of Modern Philosophy. from Descartes to Wittgenstein اثر Roger Scruton یکی از بهترین کتاب هایی است که در زمینه تاریخ فلسفه دیده‌ام. نویسنده به نحو مختصر تاریخ فلسفه را از دکارت شروع کرده و با ویتگنشتاین ختم می‌کند. سبک نگارش کتاب، انسان را به یاد سیر حکمت در اروپا می‌اندازد و (Read more)

© 2012 مجيد ضيايی قهنويه Suffusion theme by Sayontan Sinha