تا به حال مطمئن بودم که ایمان نوعی علم است و الان فهمیدم که ایمان از نوع علم نیست بلکه عمل است. و حالا می فهمم چرا اینقدر عالم بی عملی هستم.
ولی هنوز نمیدانم چرا ما گاهی هم قصد انجام کار را داریم و هم به آن شوق داریم و هم مقدمات و مراحل کار را به خوبی میدانیم اما نمیتوانیم انجام دهیم؟ و اینها معمولا کارهای مربوط به ایمانند، که کارهای دنیایی را به خوبی برنامه ریزی کرده و همهی مراحل علم و شوق و شوق موکد و اراده و قوای محرکه و همه همراهی میکنند تا انجام شود اما وقتی سخن از کار ایمانی میشود همه هستند اما هیچ اتفاقی نمیافتد. این همه به عقب رفتن و سیر قهقرایی و امید بستن به بارقه ای که البته بیجان نیست اما در سیاهی بی جانی ما بیجان میشود. و در نهایت جز امید به راه نجاتی از جانب خدا برای نجات از این حیرانی چیزی نمی ماند



mp3quran