<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مجيد ضيايی قهنويه</title>
	<atom:link href="http://ziaei.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ziaei.ir</link>
	<description>my articles, works and some notes about islam and philosophy</description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 Nov 2011 12:53:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
<xhtml:meta xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" name="robots" content="noindex" />
		<item>
		<title>آیا فلسفه اسلامی نسبت به تحول علوم دچار رکود و عقب ماندگی شده؟</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/11/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7%da%a9%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/11/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7%da%a9%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Nov 2011 16:27:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[افول فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[تمایز علوم]]></category>
		<category><![CDATA[حائری یزدی]]></category>
		<category><![CDATA[رکود فلسفه اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[موضوع فلسفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/?p=302</guid>
		<description><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/>استاد بزرگوار مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائزی یزدی از معدود فلاسفه‌ای هستند که با خواندن نوشته‌هایشان آرامش پیدا می‌کنم. در میان وضعیت موجود فلسفه در دانشگاه‌ها که به جای فلسفه خوانی به فلسفه بازی پرداخته می‌شود و از استاد گرفته تا دانشجو غوره نشده مویز می‌شوند و بدون اینکه حتی یک دور آثار یک <a href='http://ziaei.ir/2011/11/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7%da%a9%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/><p>استاد بزرگوار مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائزی یزدی از معدود فلاسفه‌ای هستند که با خواندن نوشته‌هایشان آرامش پیدا می‌کنم. در میان وضعیت موجود فلسفه در دانشگاه‌ها که به جای فلسفه خوانی به فلسفه بازی پرداخته می‌شود و از استاد گرفته تا دانشجو غوره نشده مویز می‌شوند و بدون اینکه حتی یک دور آثار یک فیلسوف را حد اقل روخوانی کرده باشند منتقد او شده و او را به تهافت گویی و تناقضات آشکار متهم می‌کنند، نوشته‌های کسانی مثل دکتر حائری است که قدری به قلب من آرامش می‌دهد و حقیقتا احساس کسی که پس از طوفانی سخت قایقش آرام بر پهنه‌ی اقیانوس نفس  و در زیر آفتاب علم آرام می‌گیرد را پیدا می‌کنم.</p>
<p>پاسخ سوال عنوان این بحث را در مقدمه کتاب کاوش‌های عقل نظری می‌توان یافت. یکی از فقره‌های سخن ایشان را در اینجا می‌نویسم و مطالعه‌ی اصل کتاب بر عهده‌ی دوستان مشتاق علم باشد.</p>
<p>۶- به طور کلی این نکته پیوسته باید مورد نظر واقع گردد که از لحاظ قواعد عمومی فلسفه اسلامی تمایز علوم به تمایز موضوعات آن علوم می‌باشد. و بر اساس این نظریه‌ روشی همانطور که قضایا و ارزش‌های گروهی از علوم را نمی‌توانیم به گروهی دیگر تبدیل و یا تداخل نماییم، و مثلا قضایا و ارزش‌های متغیری که در پدیده‌های طبیعت در هر لحظه به چشم می‌خورد نمی‌توانیم به ارقام و صورت‌های ثابت ریاضی نسبت دهیم، همانگونه تحولات علمی جهان طبیعت را نیز نمی‌توان با همان سرعت و قدرت تحرک به محیط آرام و لایتغیر ریاضی که از تجرد نسبی برخوردار است انتقال داد، و همان دگرگونی‌های طبیعت را از ریاضیات نیز انتظار داشت. چه، در محیط علوم ریاضی محاسبه‌ی دیگری برقرار است و ارزش‌های آن بر محور دیگری دور می‌زند که نشاید مسائل این دو گروه علم را با یکدیگر تداخل نمود. علاوه بر این نسبت متغیر از آن جهت که متغیر است به ثابت از آن رو که ثابت است امری نامعقول می‌باشد. و به همین جهت شناخت عقلانی و حتی درک حسی حرکت و طبیعت قابل توافق و انطباق بر واقعیت عینی آن نیست.</p>
<p>دانش فلسفه‌ی مابعد الطبیعه نیز که به تناسب موضوع از تجرد کاملتر و ثبات بیشتری بهره‌مند است؛ و چون موضوع تعیین و تبیین کننده‌ی آن عمومی‌ترین مفاهیم است مسائل و ارزش‌هایی هم که تعلق به این موضوع دارند عمومی‌ترین و ثابت ترین و قهرا بالاترین علوم و مسائل علمی را تشکیل می‌دهند، نمی‌توان با محاسبات و معیار‌های علوم طبیعی و علوم ریاضی سنجش نمود و هر واقعه‌ای که در این دو گونه علم مادون پدید آمده به علم مافوق که علم مابعدالطبیعه است نسبت داد.</p>
<p>۷- بدبختی و نابسامانی که اکنون فلسفه‌ی مابعدالطبیعه را در مجامع علمی احاطه کرده همین است که این علم را، با معیارهای علوم طبیعی و ریاضی سنجش می‌کنند، و تلاش‌های مذبوحانه به عمل می‌آورند که فلسفه‌ی جدیدی از مبادی حسی و یا ارقام ریاضی ابتکار نمایند. در حالتیکه به نظر روشن بینان این کار، اگر فقط در سطح الفاظ و اصطلاحات انجام پذیرد و تنها لغات را به ارقام تبدیل نماید جز یک ترجمه و مبادله‌ی لفظی کاری انجام نیافته است، و اگر به راستی این تحول در مسائل علمی بخواهد تحقق یابد جز سقوط فلسفه و خروج از موضوع آن به موضوعات علوم دیگر نخواهد بود، و مانند این است که کلاسها فلسفه را به کلی تعطیل نمایند و بجای آن بر ساعات درس ریاضی و طبیعی بیفزایند. و این تعطیل فلسفه است نه تغییر یا توسعه آن.</p>
<p>تالی فاسد این مغالطه این است که علوم را با یکدیگر تداخل نموده و حقیقت هیچ کدام را به درستی و در جای خود نشناخته ایم.  و بالاتر از همه آنکه با رسوخ و شیوع بیماری این مغالطه هر نتیجه‌ای را از هر مقدمه‌ای انتظار خواهیم داشت بدون آنکه تناسب و مسانخت میان مقدمه و نتیجه را رعایت نماییم. و در چنین وضعی اصلا دیگر مقدمه و نتیجه‌ای در میان نخواهد بود، چون در این فرض همه چیز می‌تواند مقدمه باشد و در عین آنکه مقدمه است نتیجه باشد. و ضابطه‌ی علوم به کلی منهدم خواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/11/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7%da%a9%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایمان</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/10/%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/10/%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 Oct 2011 19:26:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[غیره...]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/?p=294</guid>
		<description><![CDATA[<br/>تا به حال مطمئن بودم که ایمان نوعی علم است و الان فهمیدم که ایمان از نوع علم نیست بلکه عمل است. و حالا می فهمم چرا اینقدر عالم بی عملی هستم. ولی هنوز نمی‌دانم چرا ما گاهی هم قصد انجام کار را داریم و هم به آن شوق داریم و هم مقدمات و مراحل <a href='http://ziaei.ir/2011/10/%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br/><p>تا به حال مطمئن بودم که ایمان نوعی علم است و الان فهمیدم که ایمان از نوع علم نیست بلکه عمل است. و حالا می فهمم چرا اینقدر عالم بی عملی هستم.</p>
<p>ولی هنوز نمی‌دانم چرا ما گاهی هم قصد انجام کار را داریم و هم به آن شوق داریم و هم مقدمات و مراحل کار را به خوبی می‌دانیم اما نمی‌توانیم انجام دهیم؟ و اینها معمولا کارهای مربوط به ایمانند، که کارهای دنیایی را به خوبی برنامه ریزی کرده و همه‌ی مراحل علم و شوق و شوق موکد و اراده و قوای محرکه و همه همراهی می‌کنند تا انجام شود اما وقتی سخن از کار ایمانی می‌شود همه هستند اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این همه به عقب رفتن و سیر قهقرایی و امید بستن به بارقه ای که البته بیجان نیست اما در سیاهی بی جانی ما بیجان می‌شود. و در نهایت جز امید به راه نجاتی از جانب خدا برای نجات  از این حیرانی چیزی نمی ماند</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/10/%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دفاع پایان نامه</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/08/%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/08/%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Aug 2011 20:18:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[فلسفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/en/?p=287</guid>
		<description><![CDATA[<br/>جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد عالم مثال در فلسفه اسلامی و بررسی آرای معاصرین محید ضیایی استاد  راهنما:‌دکتر علیرضا کهنسال استاد مشاور: حجت الاسلام سید محمد موسوی داور: آیت الله علی علمی اردبیلی مکان: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ساختمان شماره ۲ زمان: چهارشنبه دوم شهریور  ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ صبح]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br/><p style="text-align: right;">جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد</p>
<p style="text-align: right;"><strong>عالم مثال در فلسفه اسلامی و بررسی آرای معاصرین</strong></p>
<p style="text-align: right;">محید ضیایی</p>
<p style="text-align: right;">استاد  راهنما:‌دکتر علیرضا کهنسال</p>
<p style="text-align: right;">استاد مشاور: حجت الاسلام سید محمد موسوی</p>
<p style="text-align: right;">داور: آیت الله علی علمی اردبیلی</p>
<p style="text-align: right;">مکان: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ساختمان شماره ۲</p>
<p style="text-align: right;">زمان: چهارشنبه دوم شهریور  ۱۳۹۰ ساعت ۱۰ صبح</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/08/%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسلام، حجاب، غيب و ملاکات احکام</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/07/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%ba%d9%8a%d8%a8-%d9%88-%d9%85%d9%84%d8%a7%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ad%da%a9%d8%a7%d9%85/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/07/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%ba%d9%8a%d8%a8-%d9%88-%d9%85%d9%84%d8%a7%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ad%da%a9%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Jul 2011 05:46:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[احکام]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[ملاک]]></category>
		<category><![CDATA[ملاکات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/en/?p=277</guid>
		<description><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/>ملاک امر و نهی‌هايی که در اسلام وجود دارد چيست؟ ديده ايم که کسانی که مخالفتی با برخی احکام اسلامی دارند با استناد به نتايج، و شواهدی ملاکاتي را که برای احکام در نظر می‌گيرند بيان کرده، و آن را و يا کلا دين اسلام را به سخره می‌گيرند.اسلام دینی است که ادعا دارد غیر <a href='http://ziaei.ir/2011/07/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%ba%d9%8a%d8%a8-%d9%88-%d9%85%d9%84%d8%a7%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ad%da%a9%d8%a7%d9%85/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/></p>
<p dir="rtl">ملاک امر و نهی‌هايی که در اسلام وجود دارد چيست؟ ديده ايم که کسانی که مخالفتی با برخی احکام اسلامی دارند با استناد به نتايج، و شواهدی ملاکاتي را که برای احکام در نظر می‌گيرند بيان کرده، و آن را و يا کلا دين اسلام را به سخره می‌گيرند.<br />اسلام دینی است که ادعا دارد غیر از مناسبات جاری در امور جهان که به تجربه در می‌آیند مناسبات و اموری هست که به تجربه‌ی حسی در نمی‌آید. اثبات این مسئله امر دیگری است، و باز دین اسلام ادعا دارد که توانسته این مطلب را به درستی اثبات کند. و به هر حال اگر کسی می‌خواهد انکار کند، موضع انکار، همینجاست و همین مطلب را باید انکار کند. به همین علت است که در ابتدای سوره‌ی بقره، شرط رستگاری، ایمان به غیب دانسته شده است. ایمان به غیب یعنی ایمان به اموری که به تجربه‌ی حسی بشر در نمی‌آید و تجربه‌ی آن ابزاری دیگر غیر از حس می‌طلبد.<br />پس بنای زیر بنایی اسلام در احکام و اعتقادات همین است. این دین ادعا می‌کند که دسترسی به این امور و مفاهیم و مناسباتی که خارج از دسترس حس هستند و به معنای دینی غیب هستند و به معنای فلسفی ماوراء الطبیعه هستند طریق خاص خود را دارد. علم به ملاکات ماوراء الطبیعی امور طبیعی به نحو جزئی امری است که متکفل آن باید کسی باشد که دارای تجربه‌ای باشد که این تجربه در حیطه‌ی همان غیب و همان مارواء الطبیعه است. لذا خداوند خود متکفل بیان این احکام می‌شود.<br />از طرفی چون ملاکات احکام دینی غالبا تجربه پذیر نیستند آنها را بیان نمی‌کند. پس اگر کسی ادعا کند مثلا ملاک حجاب جلوگیری از تحریک جنس مخالف است و شخص دیگری تجربه‌ی خود را بیان کند و بگوید من تحریک نمی‌شوم و بعد اسلام را و مسلمانان را به سخره بگیرد که شرم باد کسانی را که سردمداران آنها از دیدن زنی تحریک می‌شوند؛ اشکال این حرف در تعیین ملاک آن است. ما در هیچیک از متون معتبر دینی متنی و یا دلیلی نداریم که نشان دهد ملاک حجاب، عدم تحریک باشد پس اشکال اول در این است که بدون اینکه این دین ملاک را اعلام کرده باشد برای او ملاک تراشیدیم و بعد هم همین ملاک را به سخره گرفتیم. در حقیقت گویا گوینده تخیل خود را به سخره گرفته است نه حکم دین را.<br />اما اسلام در عین اینکه ادعا می‌کند ملاکات احکام خارج از حکم تجربه هستند اما راه ابطال پذیری و معناداری عمومی گزاره‌های دین را باز گذاشته است. یعنی اصل و اساس دین بر اساس اموری بیان شده است و در این موارد اسلام به صراحت در اموری قابل تجربه و قابل ابطال و اثبات و تایید همه را به مبارزه طلبیده است. پس منکر اسلام اگر اهل حق و حقیقت است باید دین را درست بشناسد تا درست بتواند در انکار یا اثبات آن بکوشد. </p>
<p dir="rtl">ابطال دین اسلام از همان راهی است که اثبات شده است.یعنی حقانیت پیامبر و معجزاتی مانند قرآن. </p>
<p dir="rtl">و قرآن خود در امری تجربه پذیر، معاندین را به مبارزه می‌طلبد و می‌گوید اگر می‌توانید مانند آن را بیاورید تا معلوم شود این دین حق نیست. اما اگر نتوانستید و در برابر معجزه بودن آن و در برابر شخصیت پیامبر آن و در برابر اسناد تاریخی در بر حق بودن آورنده‌ی آن تسلیم شدید، باید گزاره‌های آن را بپذیرید و به غیب آن و ملاکات غیبی آن ایمان بیاورید و احکام آن را به درستی اجرا کنید.<br />معاندی که راه را گم کرده و بجای ابطال دین از ناحیه‌ی قابل تجربه، به ابطال دین از جایی می‌پردازد، که در حقیقت فروعاتی است که بر اصول مسلم پیشین اثبات شده‌ ای که هیچ مشرک و معاندی نتوانسته آن را ابطال کند، بنیان شده است، در حقیقت اکل از قفا می‌کند و در واقع عجز خود را در طلب حقیقت به نمایش مي‌گذارد. و یا اینکه صرفا به دنبال توجیهی است تا دل خود را، به وضعیتی که خود را در آن قرار داده، خوش و وجدان خویش را که در برابر پایمال شدن حقیقت ناآرامی می‌کند، آرام سازد.<br />البته حساب دین از دینداران جدا است.</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/07/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%ba%d9%8a%d8%a8-%d9%88-%d9%85%d9%84%d8%a7%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ad%da%a9%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معرفت و حضور، محور و کلید اصلی دین اسلام</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1-%d9%88-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1-%d9%88-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 05 Apr 2011 18:43:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[حضور]]></category>
		<category><![CDATA[خلوت]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[عرفان]]></category>
		<category><![CDATA[معرفت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/?p=239</guid>
		<description><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/>در اینکه مبنا و شروع تفکر دینی که منجر به عمل می‌شود چیست و یا نظرگاه یک دین نسبت به عمل&#160; چه می باشد دیدگاه های مختلفی می‌تواند وجود داشته باشد. برخی ادیان اصولا ادیانی تکلیف گرا هستند و برخی ادیان ادیانی هستند که ادعای آزادی در حیطه تکلیف دارند. برخی هم از جانب پیروانشان <a href='http://ziaei.ir/2011/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1-%d9%88-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/></p>
<p style="text-align: justify;">در اینکه مبنا و شروع تفکر دینی که منجر به عمل می‌شود چیست و یا نظرگاه یک دین نسبت به عمل&nbsp; چه می باشد دیدگاه های مختلفی می‌تواند وجود داشته باشد. برخی ادیان اصولا ادیانی تکلیف گرا هستند و برخی ادیان ادیانی هستند که ادعای آزادی در حیطه تکلیف دارند. برخی هم از جانب پیروانشان اینگونه تبلیغ می‌شوند که دینهایی معتدل و البته با کفه ترازوی سنگین تر در جانب آزادی و اهمال نسبت به تکلیف و یا تسهیل در تکلیف هستند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این میان اسلام که دین قلبی و رسمی ماست چه نظری دارد و اصولا آغاز اسلام در زندگی عملی و علمی فرد از چه نظرگاهی است؟ بسیاری بر این باورند که دین اسلام یک دین تکلیف گراست. از همان ابتدای ایمان تکالیف شروع می‌شود. ابتدا شهادتین می‌گویی و بعد مطابق آنچه تکلیف بر گردن تو نهاده می‌شود یک به یک اعمال را انجام می‌دهی.&nbsp; اما آیا به راستی چنین است؟</p>
<p style="text-align: justify;">آنچه به نظر نگارنده&nbsp; می‌رسد این است که خیر. اما قبل از توضیح چرایی این سخن وضعیت فعلی نگرش به دین اسلام را از نظر مبلغین و مروجین رسمی دین و از نظر مخالفین و منتقدین این نظرگاه بررسی می‌کنیم. بسیاری از مبلغین و مروجین رسمی دین اسلام -منظور از رسمی یعنی کسانی که زندگی خود را وقف این کار کرده اند و صرفا به عنوان دیندار عادی مطرح نیستند بلکه خادمان دین و تلاش گران برای توسعه و حفظ دین شمرده می‌شوند که یک گروه شاخص آنها روحانیون هستند- این دین را در گام اول بصورت تکلیفی و گرایش به تکلیف ارائه می‌نمایند.&nbsp; معمولا خطابه ها و صحبت ها با بیان احکام آغاز می‌شود، کسی که به بلوغ فکری و دینی می‌رسد مکلف خوانده می‌شود، و اساس و تمام حقیقت دین را رساله و احکام آن تشکیل می‌دهد. در مورد اینکه این مسئله از چه ناشی می‌شود یا خیر بحث زیاد نمی‌کنیم چون فرصتی خاص می‌طلبد و فکری آزاد که در حال حاضر از هر دو محرومم اما علی الحساب دو فاکتور بیان می‌شود و توضیح و بحث در مورد آن طلب خواننده. ۱- ساده تر بودن نگاه تکلیف گرایانه به دین در توضیح و تبیین دین و مدیریت آن. ۲-متمرکز بودن سیستم آموزشی حوزه های علمیه بر بحث تکلیف و به حاشیه رانده شدن بحث های عقیدتی.</p>
<p style="text-align: justify;">متقابلا نگاه مردم هم به دین نگاهی تکلیف گرایانه شده است و درصد زیادی از سوالاتی که مردم از طلبه‌های دینی می‌پرسند مربوط به احکام می‌شود. این احکام هم گاها ریز و پیچیده هستند اما معمولا حالت برخورد دائرة المعارفی است. یعنی اینکه فرد، طلبه را به عنوان دائرة المعارفی از احکام می‌داند که معمولا در هر جایی پیدا می‌شود. بنابر این زحمت یافتن احکام دینی خویش را چندان که در خور است نمی‌کشد و هر جایی که لازم شد طلبه ای را پیدا می‌کند و و سوال می کند همانطور که شما هر وقت لغتی را نمی‌دانستید از لغت نامه نگاه می‌کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">به نظر من این هر دو جنبه ای صحیح دارد و جنبه ای اشتباه. جنبه اشتباه آن این است که اصولا دین اسلام نقطه شروعش احکام نیست. جنبه صحیح آن هم این است که فرد در نقطه‌ای که نیازمند به دانستن تکلیف شد باید کسانی باشند که آن را بدانند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما نقطه شروع دین اسلام چیست و چرا تکلیف نقطه شروع این دین و محور این دین نیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">به نظر حقیر بنده نقطه شروع دین اسلام حضور است نه تکلیف. حضور نه یک حس بلکه یک دانش است. و نه یک دانش سطحی و عادی بلکه دانشی مشرف به یقین.&nbsp; دانشی که مانند سایر دانش‌های نظری محل شک و آزمایش نیست بلکه فرد به حقیقت آن را دریافته اگرچه که تایید پذیری&nbsp; و ابطال پذیری تجربی هم نداشته باشد. اسلام دین حضور است. دین توحید و یگانگی. دین خدای صمد احد واحد. دین هو الله احد، الله الصمد. صمد یعنی کسی که جایی از او خالی نیست. همه جا را پر کرده. احد یعنی واحدی که وحدتش عددی نیست. یعنی واحدی که دو ندارد. واحدی که عدد نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">این یعنی حضور یعنی همواره کسی هست که آنچنان ما را فراگرفته و در تمام ارکان وجودی ما هست که گویا من او هستم اما او هیچگاه من نیست. این حضور و درک در کنار خداوندی بودن که از رگ گردن به من نزدیک تر است و حائل است بین من و قلب من شروع اسلام است. محور و اصل اسلام است. اگر هم می‌گویند امامت و ولایت امامان معصوم از ارکان مهم این دین است بخاطر وجود چنین شأن حضوری ای است که در بحث ولایت برای امام ثابت می‌شود. این هم امری تقلیدی و تکلیفی نیست که کسی مکلف باشد قبول داشته باشد بلکه برعکس از اصول و ارکان است و شخص باید تحقیقا دریابد.</p>
<p style="text-align: justify;">حضور که بیاید خود حاضر می‌داند که چکار می‌کند. تکلیف بعد از حضور است. من وقتی در قبال شما احساس وظیفه ای می‌کنم که حضور دور یا نزدیک شما را حس کرده باشم. لذا من در برابر موجودی خیالی خیال تکلیف را هم به سرم راه نمی‌دهم. در مورد خداوند هم بحث تکلیف بحثی عرضی و قابل فرمان دادن نیست بلکه امری است ذاتی و همراه به حضور. وقتی حضور را درک کردم خود به خود در خود احساس وظیفه می‌کنم و احساس اینکه راهی بیابم برای دوام حضور، تقویت حضور، عشق و دوستی بیشتر و شناخت و&nbsp; پرستش و بندگی که پرستش و بندگی هم خود بحث جدایی دارد و فرع شناخت و معرفت خواهد بود.</p>
<p style="text-align: justify;">اینجا است که از خود می‌پرسم برای شناخت، معرفت ، بندگی، قرب، تقویت و ادامه ارتباط و حضور چه باید بکنم و اینجاست که در برخی از این امور محتاج فقه می‌شوم، در برخی محتاج معرفت شناسی و توحید، در برخی محتاج اخلاق و در برخی محتاج عرفان.</p>
<p style="text-align: justify;">پس نتیجه این می‌شود که دین اسلام نه مساوی با فقه است و نه فقه تمام دین است و نه شروع آن. فرد بالغ قبل از اینکه مکلف باشد عاقل شده است و متفکر و باید به اندیشه و تعمق بپردازد و یکی از نتایج این تعمق حضور است و یکی از فروعات حضور تکالیف عملی دینی. احادیثی که در مورد فقه و فقیه صحبت کرده اند نوعا فقه را به معنای لغوی آن یعنی تعمق شدید و تفکر عمیق لحاظ کرده اند نه به معنای صرف حلال و حرام دین.</p>
<p style="text-align: justify;">از همین جا روشن می‌شود که نه حرف کسانی که با بیان تکلیف گرا و فقه گرایی دین اسلام آن را هم عرض یهودیت قرار داده و پایین تر از مسیحیت می‌دانند غلطش کجاست و اشتباه کسانی که بجای تبلیغ دین اسلام فقط بخشی از آن را گرفته و تبلیغ فقه می‌کنند در کجاست.</p>
<p style="text-align: justify;">نگارنده ادعای تمامیت در مطلب ندارد واز شنیدن انتقاد‌های شیرین و غیر شیرین دوستان خوشحال تر می‌شود.</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d9%88-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1-%d9%88-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب: تاریخ مختصر فلسفه از دکارت تا ویتگنشتاین</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Mar 2011 08:01:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ فلسفه غرب]]></category>
		<category><![CDATA[book]]></category>
		<category><![CDATA[review]]></category>
		<category><![CDATA[Roger Scruton]]></category>
		<category><![CDATA[the history of philosophy]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[دکتری فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[کارشناسی ارشد فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/en/?p=179</guid>
		<description><![CDATA[<br/>کتاب&#160; A Short History of Modern Philosophy. from Descartes to Wittgenstein اثر Roger Scruton یکی از بهترین کتاب هایی است که در زمینه تاریخ فلسفه دیده‌ام. نویسنده به نحو مختصر تاریخ فلسفه را از دکارت شروع کرده و با ویتگنشتاین ختم می‌کند. سبک نگارش کتاب، انسان را به یاد سیر حکمت در اروپا می‌اندازد و <a href='http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br/></p>
<p dir="rtl">کتاب&nbsp; A Short History of Modern Philosophy. from Descartes to Wittgenstein اثر Roger Scruton یکی از بهترین کتاب هایی است که در زمینه تاریخ فلسفه دیده‌ام. نویسنده به نحو مختصر تاریخ فلسفه را از دکارت شروع کرده و با ویتگنشتاین ختم می‌کند. سبک نگارش کتاب، انسان را به یاد سیر حکمت در اروپا می‌اندازد و با وجود جامع بودنش فقط حدود ۳۰۰ صفحه است. پس برای کسانی که می‌خواهند هم زبان خود را تقویت کنند و هم اینکه به سرعت یک دوره تاریخ فلسفه جدید را مطالعه کنند شدیدا توصیه می‌شود. من قسمت اسپینوزا رو یک نگاهی کردم و احساس کردم که نکته‌های مهم را آورده و چیزی جا نینداخته و این خود یکی از جاذبه های این کتاب است.</p>
<p dir="rtl">فصل‌های این کتاب:</p>
<p dir="rtl"><strong>۱- مقدمه</strong></p>
<p dir="rtl"><span style="text-decoration: underline;">-تاریخ فلسفه و تاریخ ایده ها : </span>در این مقدمه توضیح داده می شود که از آنجا که مولف دکارت را آغاز فلسفه مدرن می‌داند و ویتگنشتاین را یکی از مهم ترین و تاثیر گزار ترین فیلسوفان در ظهور فلسفه اخیر می‌داند آغاز و انجام کتاب را به آنها احتصاص داده است اگرچه که هدف خود را ارائه تاریخ مختصری از فلسفه غرب می‌داند. </p>
<p dir="rtl">-خیزش فلسفه جدید: در این قسمت توضیحی در مورد اینکه فلسفه جدید چیست و چطور ایجاد شده می‌دهد و بیان می‌کند که اگرچه دکارت ایجاد کننده تغییرات زیادی در فلسفه غربی بوده اما به هر حال نمی‌توان به کل فلسفه قرن هفدهم را از مابعد آن جدا دانست و به هر حال بسیاری از افکار دوره‌های قبل همچنان در فلسفه جدید ادامه یافت. </p>
<p dir="rtl"><strong>۲- عقل گرایی</strong></p>
<p dir="rtl">دکارت: زندگی دکارت، شک دکارتی، دوالیزم دکارتی، وجود خدا و &#8230;.. در فلسفه دکارت در این فصل بررسی شده است. </p>
<p dir="rtl">انقلاب کارتزین: تاثیر دکارت در دانش، تجربه، مبانی اعتقادی بدون تعقل پذیرفته شده، و معرفی فیلسوفان کارتزین</p>
<p dir="rtl">اسپینوزا: زندگی او، تفاوت ها و شباهت های اسپینوزا و دکارت، نظریه جوهر، حالت و صفات جوهر، بحث اختیار، روش حل دوالیزم، اخلاق، سیاست و &#8230;.</p>
<p dir="rtl">لایب نیتز: جوهر، مونادها ، تصور کامل، خدا، جبر و اختیار، جسم، فعلیت و &#8230;</p>
<p dir="rtl"><strong>۳- تجربه گرایی</strong></p>
<p dir="rtl">لاک و بارکلی: تجربه گرایی و علت انتساب آن به انگلیس، هابز و فلسفه‌ی زبان، لاک و نظریه‌ی او، تصورات فطری، تئوری تصورات، تصورات مجرد، فیزیک، شخصیت، علیت، نقادی برکلی، ایدآلیسم، خدا و روح و &#8230;</p>
<p dir="rtl">علم اخلاقی</p>
<p dir="rtl">هیوم: شک گرایی و طبیعت گرایی، معانی و تصورات، علیت و انتاج، جهان&nbsp; خارج، نفس ، خدا و &#8230;.</p>
<p dir="rtl"><strong>۴-کانت و ایدآلیسم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><span style="font-weight: bold;"></span>کانت ۱: نقد عقل محض&nbsp;&nbsp; کانت ۲: اخلاق و زیبایی شناسی-&nbsp; هگل -&nbsp; واکنش‌ها: شوپنهاور، کیرکگارد، نیچه</p>
<p dir="rtl"><strong>۵- دگرگونی سیاسی</strong><span style="font-weight: bold;"> : </span>فلسفه سیاسی از هابز تا هگل&nbsp; -&nbsp; مارکس -&nbsp; کاربردگرایی و بعد از آن </p>
<p dir="rtl"><strong>۶- فلسفه متاخر</strong><span style="font-weight: bold;"> : </span>فرگه -&nbsp; پدیدار گرایی و اگزیستانسیالیزم &#8211; ویتگنشتاین</p>
<p dir="rtl"><span style="font-weight: bold; font-style: italic; text-decoration: underline;">به خاطر کمبود وقت توضیحات ناقص است. سعی می کنم به تدریج توضیحات را کامل تر کرده و اگر فرصتی شد یک مرور و بررسی کامل بر روی کتاب انجام دهم. </span></p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماخذ اول و ماخذ ثانی در منطق</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%ab%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%ab%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Mar 2011 02:55:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[منطق]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[برهان ان]]></category>
		<category><![CDATA[برهان لم]]></category>
		<category><![CDATA[ماخذ اول]]></category>
		<category><![CDATA[ماخذ ثانی]]></category>
		<category><![CDATA[منطق ارسطویی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/en/?p=171</guid>
		<description><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/>این دو اصطلاح در بحث قیاس از صناعات خمس مطرح می‌شود. ماخذ اول بودن و یا ماخذ ثانی بودن قیاس بستگی به این دارد که رابطه‌ی حد وسط و حد اصغر چگونه باشد. می‌دانیم که رابطه‌ی حد اصغر و حد اکبر لزوما باید بصورت عرض لازم باشد. چرا که اگر ذاتی باشد بین الثبوت است <a href='http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%ab%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/></p>
<p dir="rtl">این دو اصطلاح در بحث قیاس از صناعات خمس مطرح می‌شود. ماخذ اول بودن و یا ماخذ ثانی بودن قیاس بستگی به این دارد که رابطه‌ی حد وسط و حد اصغر چگونه باشد. می‌دانیم که رابطه‌ی حد اصغر و حد اکبر لزوما باید بصورت عرض لازم باشد. چرا که اگر ذاتی باشد بین الثبوت است و نیاز به برهان ندارد و عرض مفارق هم نمی‌توند محمول قضایای یقینی باشد.</p>
<p dir="rtl">حال اگر حد وسط ذاتی برای حد اصغر باشد به این قیاس، ماخذ اول می‌گوییم. طبیعی است که در ماخذ اول حد اکبر صرفا می‌تواند عرض لازم برای حد وسط باشد چرا که در غیر این صورت با این مقدمه که ذاتی ذاتی، ذاتی است حد اکبر برای حد اصغر ذاتی خواهد بود و گفتیم که در برهان چنین چیزی امکان ندارد.</p>
<p dir="rtl">اما اگر حد وسط برای حد اصغر عرض لازم باشد به این قیاس ماخذ ثانی می‌گوییم. در این صورت رابطه‌ی حد اکبر با حد وسط دو حال می‌تواند باشد. یا حد اکبر ذاتی حد وسط است و یا عرض لازم آن.</p>
<p dir="rtl">در منطق تجرید خواجه نصیر طوسی این مطلب در یک عبارت مختصر به این شکل آمده: فان کان الاوسط للاصغر مقوما فقط، سمی «ماخذا اولا» و الا ف«ماخذا ثانیا»</p>
<p dir="rtl">یک نکته ای یادم اومد که گرچه با این بحث مرتبط نیست اما بد نیست که گفته شود و آن هم اینکه فرق برهان لم و برهان ان در واسطه در ثبوت بودن حد وسط است.&nbsp; حد وسط در برهان ان و لم واسطه در ثبوت حد اکبر برای اصغر است. یعنی ثبوت ذهنی. در برهان لم علاوه بر این ، حد وسط واسطه در ثبوت خارجی حد اکبربرای حد اصغرنیز هست. پس اگر حد وسط&nbsp; واسطه در ثبوت نباشد و صرفا دلیل و راهنمایی باشد در اثبات اکبر برای اصغر در این صورت برهان ان یا دلیل خواهد بود.</p>
<p dir="rtl">گرچه نوع دیگری از برهان ان هم هست که علامه طباطبایی در اول نهایه توضیح داده اند و آن رسیدن از احد المتلازمین به ملازم دیگر است که فعلا بحث از آن خروج بیش از حد از بحث است.</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/03/%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%ae%d8%b0-%d8%ab%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شرايط اختصاصی انتاج شکل های چهارگانه قياس بصورت رمز</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%82/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Mar 2011 13:17:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[منطق]]></category>
		<category><![CDATA[جوهر النضید]]></category>
		<category><![CDATA[حفظ راحت]]></category>
		<category><![CDATA[رمز]]></category>
		<category><![CDATA[شرح منظومه]]></category>
		<category><![CDATA[منطق ارسطویی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/en/?p=168</guid>
		<description><![CDATA[<br/>شکل اول: اصکلک   = ایجاب صغری، کلیت کبری شکل دوم:  کیف کلک = اختلاف در کیف، کلیت کبری شکل سوم: اصکلیدم   =ایجاب صغری، کلیت یکی از دو مقدمه شکل چهارم: نسلجی دوموصکل = سلب و ایجاب جمع نشود، دو مقدمه اگر موجبه باشد صغری کلیه باشد &#160; حاجی سبزواری در شرح منظومه  رمزهایی به این <a href='http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%82/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br/><p dir="rtl">شکل اول: اصکلک   = ایجاب صغری، کلیت کبری</p>
<p dir="rtl">شکل دوم:  کیف کلک = اختلاف در کیف، کلیت کبری</p>
<p dir="rtl">شکل سوم: اصکلیدم   =ایجاب صغری، کلیت یکی از دو مقدمه</p>
<p dir="rtl">شکل چهارم: نسلجی دوموصکل = سلب و ایجاب جمع نشود، دو مقدمه اگر موجبه باشد صغری کلیه باشد</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">حاجی سبزواری در شرح منظومه  رمزهایی به این شکل بیان کرده</p>
<p dir="rtl">غ=صغری</p>
<p dir="rtl">ب=کبری</p>
<p dir="rtl">ک=کلیه</p>
<p dir="rtl">الف= یکی از (احدی)</p>
<p dir="rtl">ین = مقدمتین</p>
<p dir="rtl">خ=اختلاف</p>
<p dir="rtl">م = موجبه</p>
<p dir="rtl">شکل اول = مغکب  = موجبه بودن صغری و کلی بودن کبری</p>
<p dir="rtl">شکل دوم= خینکب =  اختلاف دو مقدمه در کیف و کلیت کبری</p>
<p dir="rtl">شکل سوم= مغکاین = موجبه بودن صغری ، کلیت یکی از دو مقدمه</p>
<p dir="rtl">شکل چهارم= مینکغ او خینکاین= موجبه بودن مقدمتین ، کلیت صغری  یا اختلاف دو مقدمه ، کلیت یکی از دو مقدمه  {این قول متاخرین است . متقدمین شرطی  که ذکر می کردند همان بود که در قسمت قبل گفته شد. اما متاخرین شروط انتاج شکل چهارم را به این شکل بیان می کنند )</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رابطه نفس و بدن در فلسفه مالبرانش و رابطه‌ی آن با حکمت اسلامی و اشعریت در تبیین جبر و اختیار و فاعلیت الهی</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Mar 2011 18:43:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/?p=125</guid>
		<description><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-article.jpeg" width="140" height="140" alt="" title="مقالات" /><br/>مقاله ای که دید عمومی در قرابت دادن افکار مالبرانش به اشعری گری را نقد کرده و ادعا می کند حرف مالبرانش به حکمای مسلمان نزدیک تر است همایش بین المللی آموزه های دینی و مسئله نفس و بدن زمستان۱۳۸۹ download چکیده یکی از مسائل مهمی که در فلسفه‌ی مالبرانش مورد توجه قرار گرفته، رابطه‌ی <a href='http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-article.jpeg" width="140" height="140" alt="" title="مقالات" /><br/><div>
<div dir="rtl">مقاله ای که دید عمومی در قرابت دادن  افکار مالبرانش به اشعری گری را نقد کرده و ادعا می کند حرف مالبرانش به  حکمای مسلمان نزدیک تر است</div>
</div>
<div>
<div dir="rtl">همایش بین المللی آموزه های دینی و مسئله نفس و بدن</div>
</div>
<div>
<div dir="rtl">زمستان۱۳۸۹</div>
<div dir="rtl"><a href="http://ziaei.ir/wp-content/uploads/2011/03/رابطه-نفس-و-بدن-در-فلسفه-مالبرانش-و-رابطه‌ی-آن-با-حکمت-اسلامی-و-اشعریت.pdf" rel="" class="mtli_attachment mtli_pdf">download</a><a href="http://ziaei.ir/wp-content/uploads/2011/03/icrm.jpg"><br />
</a><span id="more-125"></span></p>
<div>
<div style="text-align: justify;">چکیده</div>
<div style="text-align: justify;">یکی از مسائل مهمی که در فلسفه‌ی مالبرانش مورد توجه قرار گرفته، رابطه‌ی  بین نفس و بدن و چگونگی تأثیر و تأثر این دو از هم است. در عین حال این  مسئله در کتب فلاسفه‌ی مسلمان نیز به نحو مبسوطی مورد بحث قرار گرفته است.  یکی از لوازم فهم صحیح این مسئله، فهم جبر و اختیار انسان و  فاعلیت الهی  می‌باشد. موقعیت زمینه‌ای تفکر مالبرانش و برخی افکار وی برخی مفسرین  اندیشه این فیلسوف را به سوی این رهنمون کرده که او را با اشعریان دوره‌ی  اسلامی مقایسه کنند که این قیاسی است که دور از حقیقت فلسفه‌ی مالبرانش. در  حقیقت اگر مبنا را بر نظر فلسفی وی در رابطه‌ی نفس و بدن بگذاریم و آنچه  بیان کرده، مانند اثبات روح بخاری در واسطه گری تاثرات نفسانی،را با  متفکران مسلمان مقایسه کنیم و لوازم این حرف را بسنجیم خواهیم دید که از  دیدگاه‌های مالبرانش نه تنها اشعریت لازم نمی‌آید بلکه فاعلیت غیر جبری و  غیر اختیاری انسانی (لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین) بدست خواهد آمد  و اگر لوازم سخنان او در مورد نفس و رابطه‌ی آن با بدن تحلیل شود می‌توان  گفت که مستعد این بود که فلسفه‌ی غرب را به حکمت اسلامی در طول زمان  نزدیک‌تر کند. گرچه این سخن ممکن است با بسیاری گفته‌های مالبرانش همخوانی  نداشته باشد اما به هر حال لوازم فلسفی نظریه او در باب نفس و بدن به این  امر منتهی خواهد شد و اینکه اخذ این لوازم کاشف از وجود تناقض در برخی  سخنان مالبرانش می‌شود معلول این است که مالبرانش می‌خواست در عین کشف  حقیقت فلسفی همچنان بر آموزه‌های مسیحیت پایبند بماند و قطعا اگر مالبرانش  در معرض آموزه‌های اسلامی در این گزاره‌ها بود در توجیه آنها دچار این  تناقضات نمی‌شد. .</div>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<div>همایش بین المللی آموزه های دینی و مسئله نفس و بدن</div>
</div>
<div>
<div style="text-align: justify;">زمستان ۱۳۸۹</div>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/03/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Anki</title>
		<link>http://ziaei.ir/2011/03/anki/</link>
		<comments>http://ziaei.ir/2011/03/anki/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Mar 2011 17:14:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Majid Ziaei</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ziaei.ir/?p=122</guid>
		<description><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/>نرم افزار آنکی یکی از نرم افزارهایی است که بر اساس مدلهای حافظه و یادگیری جدید طراحی شده است. این نرم افزار هم در لینوکس بصورت یکی از بسته‌های رسمی توزیع هایی مثل ubuntu  وجود دارد و هم در ویندوز بصورت یک نرم افزار قابل نصب. از این نرم افزار می توان برای حفظ لغات <a href='http://ziaei.ir/2011/03/anki/'>(Read more)</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://ziaei.ir/images/icons/2011/03/icon-weblog.jpeg" width="111" height="111" alt="" title="وبلاگ" /><br/><p dir="rtl">نرم افزار آنکی یکی از نرم افزارهایی است که بر اساس مدلهای حافظه و یادگیری جدید طراحی شده است. این نرم افزار هم در لینوکس بصورت یکی از بسته‌های رسمی توزیع هایی مثل ubuntu  وجود دارد و هم در ویندوز بصورت یک نرم افزار قابل نصب.</p>
<p dir="rtl">از این نرم افزار می توان برای حفظ لغات انگلیسی و همچنین اطلاعات دیگر مثل قوانین استنتاج برهان، پایتخت کشورها و &#8230; استفاده کرد که بسیاری از کارت‌های آن مثلا همین دو نمونه ای که ذکر شد بصورت آنلاین وجود دارد.</p>
<p dir="rtl">چون لینک اصلی دانلود این نرم افزار از سایت گوگل کد است و این سایت ایران را تحریم کرده و لذا دانلود آن در وحله‌ی اول برای ایرانیان مقدور نیست لینک قابل دانلود این فایل برای نصب بر روی ویندوز بر روی سایت قرار گرفت. کسانی که از لینوکس استفاده می کنند می توانند بصورت مرسوم از مخازن نرم افزار لینوکس اقدام به دریافت این نرم افزار کنند.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://ankisrs.net/download/mirror/anki-1.2.7.exe">Download</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ziaei.ir/2011/03/anki/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

